داروکده

سرفصل

عناوین اصلی

شماره موبایل
کلمه عبور
ورود
نام کاربری اشتباه است
جستجو
1

مقاله

سر مقاله

موضوع مقاله

نسخه PDF
مکمل ها
شنبه 6 مرداد 1397
962 بازدید

محتویات

 

ماهیت دوره‌ای عملکرد دستگاه ( ت ن ا س ل ی ) زنان، جزء طبیعی زندگی آنهاست و این عملکرد همراه با خود تظاهرات فیزیکی و روانی دارد. سندرم پیش قاعدگی یا Premenstrual Syndrome، میلیونها زن را درگیر می کند و به عنوان مهم ترین اختلال در زنان شناخته شده است.

سندرم پیش قاعدگی (PMS) به عنوان تغییرات جسمی یا شناختی، رفتاری و خلقی دوره‌ای تعریف می شود که از شدت کافی برای تداخل با جنبه های نرمال زندگی برخوردار بوده و ارتباط واضحی با قاعدگی دارد. این سندرم معمولا بین دهه 20 و دهه 40 بسیار شایع می‌باشد.

بطور کلی شیوع سندرم پیش قاعدگی در دنیا 47.8% است که در این بین کمترین و بیشترین میزان شیوع به ترتیب در فرانسه (12%) و ایران (98%) گزارش شده است. تقریبا  75% زنان حداقل یکی از علائم PMS را هر ماه تجربه می‌کنند. گفتنی است که این سندرم بر کیفیت زندگی زنان، عملکرد اقتصادی و اجتماعی آنها تاثیر بسزایی می‌گذارد. براساس مطالعات، حدود 23 تا 31 درصد از زنان سالم در سنین باروری، PMS را به گونه‌ای تجربه می‌کنند که زندگی روزمره آنها را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.

 

 

سندرم پیش قاعدگی دارای طیف وسیعی از علائم و نشانه است که به دو دسته جسمی و روانی تقسیم می‌شود. این علائم و نشانه ها ممکن است در دوره‌های مختلف تغییر کند. فرم شدید آن، اختلال دیسفوریک قبل از قاعدگی (PMDD) نامیده می‌شود.
معیارهای ICD-10  برای سندرم پیش قاعدگی شامل؛ ناراحتی‌های روانی خفیف، احساس درد، نفخ، افزایش وزن، حساسیت پستان، تورم دست و پا، تمرکز حواس ضعیف، اختلالات و آشفتگی خواب می باشد. نشانه ها بایستی به فاز لوتئال سیکل قاعدگی محدود شوند و قبل از شروع قاعدگی به حداکثر برسند و با شروع فاز قاعدگی یا به سرعت پس از آن قطع شوند. بر اساس معیارهای ICD-10  وجود حداقل یک علامت از مجموع علایم یازده‌گانه جسمانی و خلقی استاندارد، دلیلی بر وجود سندرم پیش قاعدگی است.

علائم دیگری که برای این سندرم گزارش شده است؛ سردرد، کمردرد، تحریک پذیری، اضطراب، عصبانیت، افسردگی، تغییرات اشتها، کرامپ، یبوست، آکنه و خستگی می‌باشد.

 


تاکنون علل سبب شناختی متعددی برای توجیه این اختلال مطرح شده و به تبع آن روشهای درمانی گوناگونی نیز بـرای کنترل علائم بالینی آن پیشـنهاد شـده اسـت .علت این ابهام به ماهیت چند عـاملی این سندرم بر می گردد. عملکرد غیر طبیعی محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA)، که منجر به نقص در ترشح هورمون آدرنال می‌شود، نقایص تغذیه‌ای و عوامل محیطی جزء فاکتورهای اصلی این سندرم می‌باشد.

سیستم های غدد درون‌ ریز یکی از نظریات برای توضیح مکانیسم فیزیولوژیک سندرم پیش قاعدگی است.
سندرم پیش قاعدگی می تواند اختلالات خلقی و عوارض جدی پس از آن را ایجاد کند. بنابراین، در 2 دهه گذشته؛ چندین مطالعه در مورد گزینه های مختلف درمان در مورد PMS انجام شده است. اگرچه هیچ درمان قطعی برای آن وجود ندارد، اما برخی از درمان‌های طب طبیعی و آسان و مصرف مکمل‌های تغذیه برای کاهش این علائم توصیه می‌شود.

 

 

یکـی از درمان هایی که بـرای ایـن اخـتلال پیشـنهاد شـده اسـت مصرف ماده معدنی منیزیم (Magnesium) است. آبراهام نخستین فـردی بـود کـه کمبـود منیزیم را به عنوان یکی از فاکتورهای مسـبب در ایجـاد و تشدید علایم سندرم پیش قاعدگی پیشنهاد کرد و به گفته وی این کاهش به خاطر اثر آرام بخشی منیزیـم در کنتـرل تحریکات عصبی-عضلانی می‌باشد. سـطوح منیزیـم در اریتروسیت ها و لکوسیت‌های زنان مبتلا به سندرم پیش قاعدگی کمتر از زنانی است که این سندرم را ندارنـد.
افزایش استروژن در گردش می‌تواند علت کاهش در میزان منیزیم پلاسما باشد زیرا این هورمون جذب و مصرف منیزیم توسط بافت نرم و استخوان را افزایش می‌دهد. از طرفی منیزیم یک آرام بخش طبیعت است که میتواند خستگی قاعدگی را که یکی از شکایات شایع زنان است از طریق به حالت ریلکس در آوردن ماهیچه ها و اکسیژن رسانی کافی به مغز برطرف کند.

چندین مطالعه نشانگر سطوح پایین منیزیم در بافت زنان دچار سندرم پیش قاعدگی، و نیز اثر بخشی درمان با منیزیم خوراکی (400-200 میلی گرم در روز) به تنهایی یا در ترکیب با ویتامین B6، هستند. پس از دو دوره درمان، منیزیم باعث بهبود معناداری در احتباس مایع، خلق منفی و تحریک پذیری بیماران شد.

مطالعات اخیر هم چنین شواهدی مبنی بر سودبخشی ویتامین B6 در کاهش علایم روحی و یا جسمی سندرم پیش قاعدگی به دست می‌دهند. ویتامین B6 باعث افزایش سطوح دو نوروترنسمیتر سروتونین و دوپامین در مغز شده و سبب بهبود علائم PMS می شود و از طرفی منیزیم برای تبدیل ویتامین B6 به فرم فعالش در بدن لازم است. و همچنین حضور ویتامین B6 جذب منیزیم را در بدن چندین برابر می کند.

همچنین ویتامین B6 نقش مهم در سنتز پروستاگلاندین و اسیدهای چرب دارد که در حضور علل ایجاد کننده PMS کاهش می‌یابند. علاوه‌براین محققین براین باورند که کمبود ویتامین B6 باعث کاهش میزان دوپامین در کلیه‌ها شده و در نتیجه میزان دفع سدیم را افزایش داده که به نوبه خود منجر به تجمع آب در بدن شده و باعث تورم اندام‌ها، ادم و ناراحتی های شکمی و قفسه سینه می‌شود.

 


مشخص شده است که منیزیم و ویتامین B6 در بهبود علایم اضطرابی سندرم پیش قاعدگی اثر هم افزایی (تشدیدی) دارند.
مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده فاکینتی و همکاران (1991) اثربخشی منیزیم را (360 میلی گرم در روز از روز 15 سیکل تا آغاز خونریزی) در درمان علایم سندرم پیش قاعدگی بررسی کردند. پس از یک دوره پیگیری ابتدایی، بیماران ابتدا به مدت 2 ماه دارونما، و سپس به مدت 2 ماه منیزیم دریافت کردند. نتایج نشان داد که نمرات درد، خلق منفی، تحریک پذیری و مجموع علایم بهبود معناداری پیدا کرده است.

 


 
* تغییرات علایم و نمرات پرسشنامه موس در زنان دچار سندرم پیش قاعدگی که برای چهار دوره متوالی تحت درمان با دارونما یا منیزیم قرار گرفتند.

مطالعه دیگری نشانگر سینرژی میان منیزیم و ویتامین B6 برای درمان علایم سندرم پیش قاعدگی است. در مطالعه ای محقیقن زنان مبتلا به PMS را تحت درمان با دوز پایین منیزیم به تنهایی (200 میلی گرم در روز)، ویتامین B6 (50 میلی گرم در روز) یا ترکیبی از هر دو قرار دادند. نتایج نشان داد که ترکیب منیزیم با ویتامین B6 علایم اضطرابی (تنش عصبی، تغییر خلق، تحریک پذیری یا اضطراب) را بطور معنادار (p=0.04) کاهش داد، در حالی که درمان با دوز پایین منیزیم به تنهایی یا ویتامین B6 به تنهایی تفاوت اثر معناداری نسبت به دارونما نداشتند. هیچ عارضه جانبی مشاهده نشد.

با توجه به اهمیت ایـن سـندرم در بـروز مشـکلات فـردی - اجتماعی و از طرفی ارزانـی، در دسـترس بـودن و همچنـین ایمنی مکمل منیزیم و ویتامین B6، برای افرادی که مبتلا به سندرم پیش قاعدگی هستند، مصرف روزانه حدود 300 میلی گرم منیزیم همراه با ویتامین B6 از دو هفته قبل از شروع قاعدگی می تواند تا حدود زیادی علائم را بهبود بخشد.

 

 

References
J Clin Diagn Res 2014 Feb, Vol-8(2):106-109.
Journal of Caring Sciences, December 2012; 1(4), 183-189
Medicine 2008; 18(2): 29-32.
Clin Drug Investig. 2007;27(1):51-8
Obstet Gynecol 1991;78:177-81
J Womens Health Gend Based Med 2000;9:131-9.

 

منابع

منابع :
داروکده

برچسب ها

برچسب ها :

اشتراک گذاری

به اشتراک بگذارید :